یکی از مشکلات ما این است که از دینی که به آن معتقدیم آگاهی چندانی نداریم. یادم می آید سالها پیش زمانی که حمله های شدید از سوی برخی به اصطلاح مؤمن ها به پدیده ای به نام بدحجابی می شد من هم مانند بسیاری دیگر ابتدا فریب سروصداها را خوردم و از مقالات و سخنانی که در این باره نوشته وگفته می شد کیف می کردم و به قول جوانان امروز حال می کردم. ولی یک بار بدون آنکه حتی تفکر عمیقی در آیات کنم بلکه با یک نگرش کوتاه متوجه یک نکته در قرآن شدم. آن را بایکی از علما در میان گذاشتم و ایشان هم نظرم را تایید کرد.
درقرآن فقط دو آیه در مورد حجاب وجود دارد یکی در سوره "نور" و دیگری در سوره "احزاب". من این آیات را می آورم چون بعد می خواهم یک قیاس انجام دهم.
" وقل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابناءهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت ایمانهن او التابعین غیر اولی الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء ولا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا ایه المؤمنون لعلکم تفلحون" نور 31
" یا ایها النبی قل لازواجک وبناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان لا یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفورا رحیما" احزاب 59
و البته در آیه 55 سوره احزاب نیز مانند آیه 31 سوره نور کسانی را که محارم زن محسوب می شوند ذکر کرده است؛ یعنی در برابر هر کسی غیر از این گروه هایی که ذکر شده پوشش توصیه شده قرآن باید حفظ شود.
" لا جناح علیهن فی آباءهن و لا ابناءهن ولا اخوانهن ولا ابناء اخوانهن و لا ابناء اخواتهن ولا نساءهن ولا ما ملکت ایمانهن واتقین الله ان الله کان علی کل شیء شهیدا" احزاب 55
در اینجا قصد ندارم بحث تفسیری آن را بیاورم که از حوصله این کلام خارج است. بلکه تنها می خواهم به سیاق آیات دقت شود. خصوصا آیه سوره نور که حالت اندرز دارد البته در عین حال که مرز محرم ونامحرم را مشخص می کند و نیز در مورد پوشاندن زینت به زنهای مسلمان تذکر می دهد ولی آیه اصلا جنبه تهدید ندارد. مثلا در آخر آیه نفرموده" ای زنان مسلمان اگر این پوشش را رعایت نکنید در قعر جهنم پرتتان می کنم" . یا مثلا بگوید " لعنت من بر زنهایی که این پوشش را رعایت نمی کنند". نه؛ بلکه در آخر آیه همه مؤمنان را به سوی خداوند بخشاینده و توبه به درگاهش فرا می خواند تا سبب رستگاریشان باشد.
آیه 59 احزاب که دیگر از آن هم نرمتر است. به زنان مسلمان خطاب می فرماید که جلباب را به بدنشان نزدیک گردانند. بعد هم نمی فرماید این برای این است که من دستور می دهم و هر کس تخلف کند سزایش آتش است. نه؛ بلکه می فرماید این برای آن است که شناخته شوند و در نتیجه مورد اذیت و آزار قرار نگیرند. (این مربوط می شود به ماجرایی در مدینه. شبها وقتی زنان برای کاری بیرون می آمدند گاهی اوقات از سوی برخی منافقان مورد تعرض قرار می گرفتند. در این میان زنان آزاد با آنان که کنیز بودند تفاوت داشتند. منافقان اگر می فهمیدند که زن آزاد است و کنیز نیست دست از تعرض بر میداشتند. این است که خداوند برای اینکه زنان آسوده باشند به آنان می فرماید که جلباب شان را-یک لباس سرتاسری بلند- به خود نزدیک گردانند تا اینکه شناخته شوند پس کمتر مورد تعرض قرار گیرند. اما در مورد کنیزان در سوره نور آیاتی هست که پرداختن به آن فرصت دیگری می خواهد) و در نهایت وعده می دهد که خداوند بخشاینده است و گناهان انسان را می پوشاند.
اینجا باید دو نکته را تذکر بدهم و آن این است که قصد من کوچک کردن گناه نیست. اصولا هیچ گناهی کوچک نیست وقتی بزرگی خداوند را بیاد آوریم؛ خداوندی که داریم در برابرش و در محضر او معصیتش می کنیم. به هر حال هر چقدر هم لحن آیات نرم باشد مسلم است که نباید با علم به اینکه این کار گناه است مرتکب آن شد. خداوند متعال هم غفور ورحیم است وهم شدید العقاب.
اما ما می خواهیم بنابر سیاق آیات یک مقایسه انجام دهیم وبنابر آن مقایسه به یک نتیجه برسیم. نتیجه ای که رفتار و کردار رسول خدا و امیرالمؤمنین در حکومتشان آن را تایید می کند.
نکته دوم این که ما مسلمانان ماموریم به انجام وظیفه نه نتیجه. ما مکلفیم آنچه را پروردگار فرموده انجام بدهید انجام بدهیم وآنچه که ما را از آن باز داشته ، انجام ندهیم. اما اینکه چه کسی به بهشت می رود چه کسی به جهنم ما نمی دانیم و لازم هم نیست بدانیم. حساب های آخرت را خدا می داند وبس. اینکه فلان خانم چون موهایش را بیرون گذاشته حتما جهنمی است و منی که پوششم را رعایت میکنم حتما بهشتی هستم اصلا معلوم نیست. شاید آن زن در مورد پوشش اسلامی درست توجیه نشده و گاهی اوقات اصلا نسبت به اصل مساله جاهل است و درست نمی داند حد پوشش اسلامی چقدر است. اما منی که می دانم، آیا به خاطر خدا رعایت می کنم یا دنیا؟ درجه اخلاصم در عمل چقدر است؟ همه این مسائل برای اینکه یک عمل در پیشگاه خداوند متعال مقبول باشد دخالت دارند.
برگردیم به موضوع. در سوره آل عمران یک آیه عجیبی هست. من تا به حال ندیده ام که یک خطیب در باره این آیه توضیحی بدهد. در حالی کهبسیاری از ما مردم ممکن است مشمول این آیه باشیم.
" لا تحسبن الذین یفرحون بما اتوا و یحبون ان یحمدوا بما لم یفعلوا فلا تحسبنهم بمفازة من العذاب ولهم عذاب الیم" آل عمران 188
گمان مبر آنان که به انچه انجام می دهند شاد می گردند و دوست می دارند برای آن کارهایی که نکرده اند مدح و ستایش شوند (باز) گمان مبر که اینان از عذاب خدا رهایی می یابند و عذاب دردناکی برای ایشان (فراهم)است.
واقعا غضب خدا در چیست؟ در اینکه جوانان ما چگونه لباس می پوشند یا اینکه یک کسی آن بالا بنشیند و دستور بدهد برایش تبلیغ کنند و نامش را به بزرگی ببرند و هر جا می رود ستایشش کنند. بلکه می خواهد به مقامی دست یابد که اصولا شایستگی آن را ندارد؟
این موضوع بسیار مهم است. اصلا لحن آیه بسیار خشمناک است. خداوند متعال کسی را که دوست دارد به خاطر هیچ وپوچ ستایش شود نه تنها دوست ندارد بلکه با شدت او را به عذابی دردناک تهدید می کند. حالا شما ببینید که بازار مدح وثناگویی و مجیزگویی سالهاست که چه گرم است. یادم می آید در یک سفر استانی آقای رهبر، ایشان نشسته بود و یک عده نوجوان که معلوم است آسان تحت تاثیر تبلیغات قرار می گیرند برایش سرود می خواندند. چه شعری بود؟ شعری که در تاریخ ثبت شده مردم مدینه در لحظه ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله برای آن حضرت خواندند:
طلع البدر علینا من ثنیات الوداع وجب الشکر علینا ما دعا لله داع ...
من واکنش ایشان را هم دیدم، چهره اش از شادمانی برافروخته شده و گونه هایش گل انداخته بود. لبهایش هم به خنده باز بود. من واکنش ایشان را با واکنشهای امام خمینی به ستایشهایی که از او می کردند مقایسه کردم. اگر من جای خبرگان بودم به خاطر همان شادی بی معنا وبلکه ناروا ایشان را برای مقام رهبری ناشایست اعلام می کردم. چه طور ایشان به خودش اجازه می دهد که از این تعریف هایی که می داند خود در شانشان نیست لذت ببرد و شاد شود و بعدش هم هیچ تذکری ندهد که این شعر برای رسول خداست من که کسی نیستم. حتی آن قدر خودش را نساخته که نتواند جلوی شادی و تغییر رنگ چهره اش را بگیرد. کاملا مشخص بود که این آدم هیچ کوششی برای تهذیب نفس و رهایی از چنگال نفس اماره- که انسان را به شنیدن مدح وثنا تشویق و تحریک می کند- نکرده است.
معروف است که می گویند یک بار امام خمینی پس از یکی از دیدارهایشان به اطرافیانشان گفته بودند (نقل به مضمون) اگر همه این مردم که الان دارند درود برخمینی می گویند بگویند مرگ بر خمینی برای من هیچ تفاوتی نمی کند و دست از راهم بر نخواهم داشت.
خیلی مشکل نیست. می توانید فیلم های دیدارهای امام را ببینید. در تمام مدتی که یک نفر می ایستد و از او تعریف می کند یا در برابرش سرود می خوانند خطوط چهره اش هیچ تغییری نمی کند. و در برخی موارد ایشان به شخص ثناگو تذکر هم می داده اند. چیزی که از آقای رهبرحتی یک بار هم ندیده ام.
اما مهمتر از این، مساله بیت المال در اسلام است. فکر کنم پس از شرک، تند ترین آیات در قرآن آیاتی است که خطاب به رباخواران و مال یتیم خوران است. ربا خوار در قرآن کسی است که به جنگ خدا ورسولش آمده :
" یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وذروا ما بقی من الربوا ان کنتم مؤمنین. فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله و ان تبتم فلکم رؤوس اموالکم لا تظلمون ولا تظلمون". بقره 278-279
" یا ایها الذین آمنوا لا تاکلوا الربوا اضعافا مضاعفة واتقواالله لعلکم تفلحون. واتقوا النار التی اعدت للکافرین" . آلعمران 130-131
همان طور که ملاحظه می شود لحن آیات بسیار تند است. خداوند متعال به آنان که ایمان آورده اند دستور می دهد هر آنچه از ربا نزدشان باقی مانده برگردانند در غیر این صورت بدانند که به جنگ خدا ورسولش آمده اند. در آیه بعدی پس از اینکه از ربا خواری نهی می کند مؤمنان را به تقوی و ترس از آتشی فرا می خواند که برای کافران مهیا شده، ظاهرا جایگاه کافران و رباخواران در آخرت یکی است.
در سوره نساء در مورد آنان که مال یتیم را می خورند آیه ای است که واقعا مو بر تن انسان راست می کند:
" ان الذین یاکلون اموال الیتامی ظلما انما یاکلون فی بطونهم نارا وسیصلون سعیرا" نساء 10
آنان که اموال یتیمان را به ظلم می خورند در حقیقت دارند آتش می خورند و به زودی به آتش شعله ور جهنم خواهند رسید.
امیر المؤمنین هنگامی که به حکومت رسید آنچه در نظرش مهمتر از همه وظایف یک حاکم بود احیای " عدالت" و بازگرداندن بیت المال به خزانه حکومت بود.
" والله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملک به الاماء لرددته فان فی العدل سعة ومن ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق"
سوگند به خدا اگر آن املاک را پیدا کنم به مسلمانان برمی گردانم؛ اگرچه مهریه زنان قرار گرفته یا کنیزها با آن خریداری شده باشد. زیرا گشایش کارهای اجتماع در عدالت است وکسی که عدالت برایش تنگی ایجاد کند ستم برای او تنگناتر خواهد بود" نهج البلاغة ترجمه علامه جعفری ص 90-91
از همین بررسی کوتاه آیات و کلام امام می توان دریافت که نزد خداوند متعال همه گناهان در یک سطح نیستند. این موضوع را از یکی مجتهدان پرسیدم و ایشان در پاسخ گفت که علمای قدیم یکی از گناهان صغیره را بی پوشش درآمدن زن می شمردند. اگر به توضیح المسائل علما مثلا امام خمینی رجوع کنید می بینید که در آخر کتاب گناهان کبیره را برشمرده اند -البته بنابر روایات- و نامی از بی حجابی یا بدحجابی در میانشان نیست. (تقسیم بندی گناهان به صغائر و کبائر را همه قبول ندارند و این تقسیم هم ممکن است بر این اساس باشد :گناهان کبیره گناهانی هستند که در قرآن برایشان وعده عذاب داده شده است).
من نمی خواهم زنان مسلمان را تشویق کنم به بی حجابی، بلکه عکس آن، با یادآوری برخی از آیات قرآن در مورد پوشش اسلامی و اینکه خداوند بخشاینده و پوشاننده گناهان انسان است می خواهم زنان را به اطاعت از دستورهای خداوند با میل ورغبت دعوت کنم. هیچ گاه اسلام و هر دین آسمانی دیگری نمی تواند با زور به انسانها تحمیل شود. قرآن می فرماید :
" لست علیهم بمسیطر" غاشیه 22
(ای رسول ما!) تو بر آنان (مردم) سلطه جوی زورگو نیستی!
پس آنچه که در اسلام در درجه اهمیت بالایی قرار دارد، رسیدگی به حال مستضعفان، جلوگیری از باد کردن ثروت در دست عده ای، مبارزه با رباخواری ورشوه خواری ، و تقسیم عادلانه بیت المال در میان مسلمانان است (این به معنای سهام عدالت نیست که در واقع برای ضربه زدن به اقتصاد کشور و خرد کردن کمر صنعت نفت و پر کردن جیب عده ای ناشناس به نام "شرکت کارگذاری سهام عدالت ایجاد شده است).
این که مرتب می گویند اسلام ویران شد با این خانمهای بدحجاب یا اینکه در بوق و کرنا کرده اند که طرفداران موسوی مشتی زنان و دختران بد حجابند و جوری جلوه می دهند که گویی پوشش زن در دین اسلام از نماز هم واجب تر و مهم تر است، باید گفت همه در راستای پوشاندن فسادهای مالی خودشان است. کسی در کشوری مانند ایران نمی تواند با پول حلال به ثروت میلیاردی دست یابد.
آیا جز این است که در این میان حق هزاران انسان بی پناه و مظلوم خورده شده ؟ آن وقت آقا می آید سهام عدالت پخش می کند که گاهی وقتها هم به چه کسانی می افتد -کارمند شرکت نفت- و در واقع به این شکل می خواهد ملتی را با حس گدایی پرورش دهد، می خواهد گدا پروری کند. گویی که این ها از مال شخصی ایشان است که می آید این طور با منت بذل و بخشش می کند.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر