۱۳۸۸ شهریور ۱۳, جمعه

ولایت فقیه 1


نماینده ولی فقیه در سپاه با اشاره به اهمیت تبعیت از ولایت فقیه، آن را تنها حجت خدا در زمان غیبت امام معصوم دانست و گفت " اطاعت از ولی فقیه در صورت عدم حضور امام معصوم، به عنوان نماینده خدا بر روی زمین واجب است." سعیدی با بیان اینکه شناخت حجت خدا بر روی زمین و تبعیت و همسویی با وی از الزامات تشریعی و تکاملی انسان از دیدگاه اسلام است، اعتقاد به خداوند متعال را صرفا منوط به قبول این دو اصل مهم دانست. وی گفت " تنها در صورتی فعلیت ایمان در یک فرد مسلمان محقق می شود که آن فرد خدا را بشناسد. و به دنبال آن شناسایی ائمه اطهار و امام زمان خویش را در اولویت کار خود قرار دهد. سعیدی این اقدام را شرط اصلی تکامل بشر برای کار بردی نمودن الزامات تکاملی انسان از دیدگاه اسلام عنوان کرد. (نقل از سایت آینده نیوز)

معلوم نیست آقای سعیدی اصطلاح "نماینده خدا " را برای ولی فقیه از کجا پیدا کرده اند. خداوند در سوره بقره آیه 30 می فرماید " و اذ قال ربک للملائکة انی جاعل فی الارض خلیفة ..." و هنگامی که پروردگارت (ای رسول ما) به فرشتگان گفت من می خواهم بر روی زمین جانشینی قرار دهم...

بنا بر این جنس انسان در زمین جانشین و نماینده خداست. به خاطر آن اختیار و اراده ای که خداوند به بشر عطا کرده که با آن می تواند تا به جایی برسد که جبرییل امین را هم راهی نیست. این مقام مخصوص ولی فقیه نیست.

در قرآن کریم ما به اطاعت اینها امر شده ایم : " یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم " ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا اطاعت کنید و از پیامبرش و از صاحبان امر. و شیعه معتقد است که " اولی الامر" همان اهل بیت رسول خدا-ائمه معصومین- صلوات الله علیهم اجمعین هستند. علتش هم کاملا روشن است. زیرا تنها این افراد هستند که به واسطه عنایت الهی از گناه و لغزش و اشتباه در امانند و حتی فکر گناه نیز نمی کنند. امیر المؤمنین در توصیف اهل بیت رسول خدا چنین می فرماید " هم موضع سره و لجا امره و عیبة علمه و موئل حکمه و کهوف کتبه و جبال دینه، بهم اقام انحناء ظهره و اذهب ارتعاد فرائصه.

آنان (خاندان رسول خدا) دارندگان راز پیامبر و پشتیبان امر وی و چشمه جوشان دانش او و مرجع حکم و قانون وی و در بردارنده کتابهای رسالت او و کوه های پابرجای دین او هستند. به وسیله آنان بود که پیامبر اکرم خمیدگی پشت دین را راست نمود و لرزش پهلو های آن را به سکون و آرامش تبدیل کرد. نهج البلاغة خطبه 2 ترجمه علامه جعفری با تغییر

تنها کسانی که اطاعتشان در ردیف اطاعت خداست پیامبر خاتم و اهل بیت او هستند. و نه هیچ کس دیگر. آن اطاعت بی چون و چرا تنها از آن خداست. اوست که مالک آسمانها وزمین است و اوست که جبار است و اوست که اولیاء واجب الاطاعة را تعیین می کند. پس از تعیین الهی، اطاعت آن ولی ،همچون اطاعت خداست و بشر را در آن، اختیار حرف و حدیثی نیست : " و ما کان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیرة من امرهم و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبینا " احزاب 36


این مقامی است که خداوند تنها به گروهی خاص بخشیده و آنان را به امامت مسلمانان امتیاز بخشیده است. بحث در باره مقام امام و وظایف امام و وظایف و تکالیف مردم در برابر امام معصوم در اینجا نمی گنجد. فقط می خواهم نشان بدهم که امام معصوم جایگاهی دارد که اصلا نمیتوان کسی را با او مقایسه کرد : " لا یقاس بآل محمد صلی الله علیه و آله من هذه الامة احد ، و لا یسوی بهم من جرت نعمتهم علیه ابدا " هیچ کسی را از این امت قیاس به خاندان رسول خدا نمی توان کرد و آنان را که نعمت ارشاد و هدایت آل محمد از سقوط نجات داده است، نمی توان با آن پیشوایان الهی مساوی گرفت. خطبه 2

پس آن وجوب مطلق اطاعت تنها و تنها ویژه معصومین است و هیچ کس دیگری نمی تواند ادعا کند که در مقام معصوم نشسته است. زیرا فقط در چنین اطاعتی است که انسان مطمئن است که در راه حق و صراط مستقیم قدم گذاشته است. در مورد هر کس دیگری که زمام امور مسلمانان را در دست بگیرد همواره احتمال لغزش و اشتباه وجود دارد با این فرض که عدالت شرط است. یعنی آن شخص گناه نمی کند. ولی از خطا و اشتباه که مصون نیست.

آقای سعیدی شناخت حجت خدا بر روی زمین و تبعیت وهمسویی با وی را از الزامات تشریعی و تکاملی انسان از دیدگاه اسلام دانسته و اینکه اعتقاد به خدا منوط است به قبول این دو اصل مهم. ایشان فرموده که فعلیت ایمان در یک فرد مسلمان وقتی محقق می شود که خدا را بشناسد و به دنبال آن شناسایی ائمه اطهار و حجت زمان خویش را در اولویت کار خود قرار دهد.

وقتی کودک بودیم "اصول دین" را به ما این گونه می آموختند : توحید- عدل- نبوت - امامت - معاد و بعدها فهمیدیم که دو اصل عدل و امامت در واقع دو اصل مذهب نامیده می شوند. یعنی این عقیده شیعه است.

شناخت حجت خدا لازمه پذیرش اعمال یک مسلمان است چرا که رسول خدا فرمود " من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة " مسلمانی که بمیرد درحالیکه امام زمان خود را نشناخته بر حالت جاهلیت مرده است. یعنی با اعراب بت پرست جاهلیت فرقی ندارد.
اهل سنت این "امام" را به هر حاکمی -ولو کسی که با زور به قدرت رسیده و ستمکار و جبار باشد- تعمیم می دهند. ولی شیعه می گوید این مقام تنها شایسته آنانی است که خداوند روحشان را از هرگونه پلیدی و آلودگی پاک ساخته و قلبشان را مخزن علوم خود قرار داده است. که اینان همان اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه وآله می باشند. در هر زمان هم در روی زمین یک حجت خدا وجود دارد : " لولا الحجة لساخت الارض باهلها" اصولا وجود وپایدار ماندن نظامی که می بینیم به خاطر وجود حجت خداست. در زمان حاضر نیز حجت خدا حضرت مهدی علیه السلام می باشد که با اینکه در غیبت ایشان بسر می بریم ولی به وجود آن حضرت ایمان داریم و معتقدیم که روزی آن حضرت ظهور خواهند کرد تا جهان پر از فساد و ستم را پر از عدل و داد کند.

پس آن حجت خدایی که باید به او ایمان داشته باشیم و از او پیروی کنیم یک معصوم است و نه هیچ کس دیگری. اگر قرار باشد که این فقیه به چنین مقامی برسد پس تکلیف دیگر فقها چیست؟ چرا تنها این فقیه دارای چنین ولایتی باشد؟ مگرامتیاز این فقیه بر دیگر فقها چیست که او را به عرش رسانده و لی دیگری با مردم کوچه و بازار یکی است؟ آیا بینش سیاسی تنها سبب می شود که یک فقیه ولایت بر همه مسلمین اعم از عالم و غیر عالم داشته باشد ؟

اینها همه با این فرض است که فقاهت ایشان را قبول کنیم. آخر کسی که بیشتر عمرش را کار سیاسی کرده و مویی در حوزه سپید نکرده چگونه می تواند ادعاکند که فقیه است چه برسد به اینکه مجتهد است بدتر از آن مقام مرجعیت را قبضه کند و باز بدتر از آن اطاعت از خودش را همردیف اطاعت از معصوم بشمارد و خود را در جای معصوم فرض کند؟ در زمانهای قدیم رسیدن به مرجله اجتهاد تقریبا تمام جوانی و نیروی یک طلبه را می گرفت از این رو وقتی کسی به مرجعیت عظمای شیعه انتخاب می شد ( آخر در آن زمانها این قدر کثرت مراجع نبود و معمولا یک عالم بزرگ که بیشترعمرش را در حوزه ودر خدمت علم فقه و اصول و در تقوی سپری کرده بود از سوی بزرگان دین به مرجعیت برگزیده می شد و بنابراین این قدر در مسائل و احکام شرعی بین مردم تشتت و اختلاف نبود) پیر و جا افتاده بود. معلوم نیست به چه سبب ایشان ناگهان به مقامی از فقاهت رسیدند که توانستند ولی فقیه بشوند.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر